۱۳۹۰/۳/۱۲

فراخوان جنبش سبز مشهد براي راهپيمايي سكوت 22 خرداد ماه



همزمان با فراخوان شوراي هماهنگي راه سبز اميد و به مناسبت بزرگداشت ياد وخاطره حماسه سبز مردمي 22 خرداد، گراميداشت شهداي جنبش سبز، اعتراض به حصر غير قانوني رهبران جنبش، حمايت از زندانيان سياسي و تجديد پيماني ديگر، جنبش سبز مشهد از تمامي همشهريان سبز مشهدي درخواست به  شركت  در راهپيمايي سكوت را در تاريخ 22 خرداد ماه ، همزمان با ديگر شهرهاي كشور دارد.
زمان : يكشنبه 22 خرداد ماه از ساعت 6 تا 8 بعدازظهر
مكان : پیاده روهای خیابان بهار، احمد آباد و ملك آباد حد فاصل فلكه برق تا فلكه پارك (مسير زنجيره سبز انتخابات 1388)
سکوت مطلق در طول برگزاری راهپیمائی حاکم خواهد بود. به هیچ شعاری پاسخ داده نشود و از هر گونه اقدامی که به خشونت طلبان بهانه برای انجام اقدامات غیر قانونی و ضد انسانی می دهد خود داری شود.
از همراهان جنبش سبز  و سايت ها و وبلاگهاي مشهد خواهانیم که برای این دعوت دست به اطلاع رسانی گسترده زده و همه همت خود را برای هرچه پرشور برگزار شدن این راهپیمایی انجام دهند.



با تشكر 
جنبش سبز مشهد 
1390/3/11


۱۳۹۰/۳/۱۱

پدر، دختر...برای عزت الله و هاله سحابی


فراخوان جنبش سبز مشهد براي راهپيمايي سكوت 22 خرداد ماه



همزمان با فراخوان شوراي هماهنگي راه سبز اميد و به مناسبت بزرگداشت ياد وخاطره حماسه سبز مردمي 22 خرداد، گراميداشت شهداي جنبش سبز، اعتراض به حصر غير قانوني رهبران جنبش، حمايت از زندانيان سياسي و تجديد پيماني ديگر، جنبش سبز مشهد از تمامي همشهريان سبز مشهدي درخواست به  شركت  در راهپيمايي سكوت را در تاريخ 22 خرداد ماه ، همزمان با ديگر شهرهاي كشور دارد.
زمان : يكشنبه 22 خرداد ماه از ساعت 6 تا 8 بعدازظهر
مكان : پیاده روهای خیابان بهار، احمد آباد و ملك آباد حد فاصل فلكه برق تا فلكه پارك (مسير زنجيره سبز انتخابات 1388)
سکوت مطلق در طول برگزاری راهپیمائی حاکم خواهد بود. به هیچ شعاری پاسخ داده نشود و از هر گونه اقدامی که به خشونت طلبان بهانه برای انجام اقدامات غیر قانونی و ضد انسانی می دهد خود داری شود.
از همراهان جنبش سبز  و سايت ها و وبلاگهاي مشهد خواهانیم که برای این دعوت دست به اطلاع رسانی گسترده زده و همه همت خود را برای هرچه پرشور برگزار شدن این راهپیمایی انجام دهند.



با تشكر 
جنبش سبز مشهد 
1390/3/11


فراخوان شورای هماهنگی راه سبز امید برای برگزاری راهپیمایی سکوت در خیابان ولی عصر


در آستانه بیست و دوم خرداد و فرارسیدن دومین سالگرد آغاز اعتراضات جنبش سبز، شورای هماهنگی راه سبز امید بیانیه ای در پاسداشت خاطره زنجیره سبز انسانی و روزهای فراموش نشدنی خرداد ماه صادر کرد و ضمن دعوت مردم به پیوستن در "راهپیمایی سکوت" در پیاده روهای خیابان ولی عصر حد فاصل میدان ولی عصر تا میدان ونک ساعت ۶ تا ۸ بعد از ظهر روز ۲۲ خرداد، تاکید کرده است: سکوت مطلق در طول برگزاری راهپیمائی حاکم خواهد بود. به هیچ شعاری پاسخ داده نشود و از هر گونه اقدامی که به خشونت طلبان بهانه برای انجام اقدامات غیر قانونی و ضد انسانی می دهد خود داری شود و رأس ساعت ۸ همه متفرق شوند.

بر اساس این بیانیه، راهپیمایان با لبان بسته، آزادی رهبران جنبش و زندانیان سیاسی، برگزاری انتخابات آزاد و اقدام موثر و فوری برای حل مسئله گرانی و بیکاری را فریاد خواهند زد.

متن کامل بیانیه شورای هماهنگی راه سبز امید به مناسبت سالگرد خیزش های اعتراضی خرداد ماه، به شرح زیر است:

بسم الله الرحمن الرحیم
بیانیه شورای هماهنگی راه سبز امید برای پاسداشت خاطره زنجیره سبز انسانی
ماه خرداد روزهای بس حماسی و بیادماندنی را در دل خود جای داده است و ۲۲ خرداد سال ۱۳۸۸ یکی از آن روزهای فراموش نشدنی است. در این روز مردم ما با شور و امید وصف ناشدنی به پای صندوق های رای آمدند تا از حق تعیین سرنوشت خویش استفاده کرده و با انتخاب رئیس جمهور شعار «تغییر سازنده» را تحقق بخشند. تلاش کنند تا با تغییر روند ها و روش ها به سمت دمکراتیزه شدن نظام حرکت شود, اخلاق به سیاست باز گردد, همبستگی ملی را با حذف مرزهای نامشروع خودی و غیر خودی تقویت کنند, حکومت قانون را جایگزین گریز از قانون نمایند, قاطیت خود بر لزوم پاسداری از کرامت انسان و حقوق بشر را به حکمرانان کشور یاد آور شوند, نظام اداری و اجرایی کشور را از گرفتاری در دام ناکارآمدی و دروغ و توسل به رمالی و جن گیری و…نجات بخشند و کارگران و کشاورزان و محرومان جامعه را از ترس نیاز های اولیه خود رها نمایند. اما آنانی که سواری بر مرکب قدرت را به هر قیمتی راهنمای عمل خود قرار داده بودند با مهندسی انتخابات و تقلب در آرای مردم نامزد مورد نظر خود را از صندوق ها در آورند و آنگاه که با صدای اعتراض میلیونی مردم مواجه شدند به جای پاسخگویی و اقناع به سرکوب و داغ و درفش و زندان متوسل شدند و جنبش سبز از دل این رخداد و در امتداد مطالبات تاریخی مردم ایران برای آزادی و توسعه سر برآورد و سروقامت و استوار همچنان هدف «تغییر سازنده»، تحقق حقوق بشر و امنیت انسانی برای همه ایرانیان را دنبال می کند.

شورای هماهنگی راه سبز امید برای پاسداشت همه آنانی که در این روز به پای صندوق های رای آمدند تا کشور را از بلیه دروغ و خودکامکی رهایی بخشند و در دوسال گذشته در پی رای گمشده خویش هر هزینه ای را بجان خریده اند وهم چنین قدردانی ازمقام عزیزانی که در این مسیر به شهادت رسیدند، از راهیان سبز امید دعوت می کند در این روز بیاد زنجیره سبز امیدی که میدان راه آهن را به میدان تجریش پیوند داد در سکوت مطلق وبا رعایت موارد زیر دست به راهپیمایی در پیاده روهای خیابان ولی عصر حد فاصل میدان ولی عصر تا میدان ونک بزنند و در ساعت ده همان شب بر روی بامها ندای الله اکبر سر دهند.

از همراهان جنبش سبز خواهانیم که برای این دعوت دست به اطلاع رسانی گسترده زده و همه همت خود را برای هرچه پرشور برگزار شدن این راهپیمایی انجام دهند.

این شورا به اقتدارگرایان حاکم قویا هشدار می دهد که برگزاری راهپیمایی مسالمت آمیز حقی بشری و منطبق با اصل ۲۷ قانون اساسی است و دولت مکلف به تضمین امنیت شهروندان شرکت کننده در آن می باشد و اعمال هرگونه محدودیت و یا مقابله با آن از جانب مامورین اطلاعاتی و امنیتی و نیروهای سرکوبگری که وابستگی آنها به اقتدارگرایان مسلم است جز مسئولیت و بی آبرویی بیشتر در سطح داخلی و بین المللی و افشای عدم صداقت آنها و سیاست دوگانه شان در مورد جنبش های دموکراسی خواهی در منطقه به دنبال نخواهد داشت.

شورای هماهنگی راه سبز امید برنامه های دیگر خرداد ماه را با همفکری با هم میهنان عزیز در بیانیه های دیگر بزودی اعلام خواهد کرد.
شورای هماهنگی راه سبز امید.
۸٫ ۰۳٫ ۱۳۹۰
۱٫ محل: پیاده روهای خیابان ولی عصر حد فاصل میدان ولی عصر تا میدان ونک (به بالا از سمت شرق، به پایین از سمت غرب)
۲٫ زمان: ساعت ۶ تا ۸ بعد از ظهر. راهپیمایی رأس ساعت ۸ تمام شده و همه متفرق شوند.
۳٫ راهپیمایان با لبان بسته سه خواسته زیر را فریاد خواهند زد:
-آزادی رهبران جنبش و زندانیان سیاسی
- برگزاری انتخابات آزاد
-اقدام موثر و فوری برای حل مسئله گرانی و بیکاری
۴٫ فعالان جنبش سبزدر شهرستانها هم می توانند برنامه ای مشابه تهران را در این روز برنامه ریزی و اجرا نمایند.
۵٫ سکوت مطلق در طول برگزاری راهپیمائی حاکم خواهد بود. به هیچ شعاری پاسخ داده نشود و از هر گونه اقدامی که به خشونت طلبان بهانه برای انجام اقدامات غیر قانونی و ضد انسانی می دهد خود داری شود.

پیام تسلیت جامعه وبلاگنویسان سبز به مناسبت در گذشت مرد اخلاق و سیاست، عزت الله سحابی



هرگز نميرد آن که دلش زنده شد به عشق/ ثبت است بر جريده عالم دوام ما
بار دیگر ملت بزرگ ایران یکی دیگر از علاقه مندان و کوشندگان سرافرازی و آزادی خویش را از دست داد. عزت الله سحابی، چهره نام آشنای دنیای اخلاق و سیاست، فردی که 60 سال از عمر خویش را در تلاش برای نهادینه کردن فرهنگ مبارزه با استبداد و خودکامگی وقف نمود، پس از تحمل 15 سال از زندانهای مخوف رژیم سابق و جمهوری اسلامی، با سر افرازی هرچه تمام تر، دیده از این جهان فرو بست.
عزت الله سحابی، به ایران و ایرانیان نشان داد که در مقابل ظلم ایستادگی باید کرد و در این راه ذره ای تردید به خود راه نداد.
صداقت، پشتکار و مقاومت این پیر سیاست نشان داد که تمامی ترفندهای ضد انسانی حاکمان برای مسخ و انحراف جنبش آزادی خواهی مردم ایران به خود آنها بر می گردد و نتیجه  ی آن جز تشتت و تفرقه و جدایی در بین باندهای قدرت حاکم و بر عکس یگانگی و اتحاد و همگرایی در بین همه نیروهایی که در مسیر آزادی مردم می کوشند، نیست.
جامعه وبلاگنویسان سبز ضمن عرض تسلیت خدمت خانواده ایشان و جبهه آزادی خواهی مردم ایران، عموم مردم را به شرکت در مراسم این بزرگوار فرا می خواند.
جامعه وبلاگنویسان سبز- 10 خرداد 1390

پیام تسلیت هاشم خواستار زندانی سیاسی محبوس در مشهد به مناسبت درگذشت مهندس سحابی


در ادامه پیامهای تسلیت به مناسبت درگذشت مهندس عزت الله سحابی، فعال ملی- مذهبی و مبارز شش دهه فعالیت برای آزادی و حاکمیت ملت ایران،  هاشم خواستار معلم بازنشسته و رئیس کانون معلمان شهر مشهد که در زندان وکیل آباد مشهد زندانی است، این ضایعه را به خانواده آن مرحوم تسلیت گفت .

به گزارش جرس متن پیام تسلیت این زندانی سیاسی که از سالخورده ترین زندانیان سیاسی ایران می باشد، به شرح زیر است:

با سلام و عرض تسلیت خدمت خانواده محترم بزرگ مرد صداقت و سیاست آقای مهندس سحابی
حکمتی بسیار عظیم آن سوی اتفاق های تلخ و شیرین زندگی نهفته است. و باور داشتن این حکمت آدمی را به آرامش مطلق دعوت می کند. خداوند آرامشی عطا فرماید تا بپذیریم آنچه را که نمی توانیم تغییر بدهیم.
با عرض تسلیت
شریک غمهایتان، هاشم خواستار زندانی زندان وکیل آباد مشهد
گفتنی است مهندس عزت الله سحابی، فعال ملی - مذهبی پس از شش دهه مبارزه، در پی یک دوره بیماری، بامداد روز سه شنبه دهم خرداد ماه، به دیار باقی شتافت.

۱۳۹۰/۳/۴

شعري براي ناصر حجازي

در بازی مردانگی
نامردها بازنده اند
ناصر حجازی ها ولی
تا مرگ دنیا زنده اند
در بازی مردانگی
دروازه بان ها گل زنند
با مردی و مردانگی
تا قلب مان پل می زنند

در بازی مردانگی
سر خم نمودن یک خطاست
با دیدن نا داوری
صد کارت گرفتن هم رواست
در بازی مردانگی
محبوبیت با رنگ نیست
محبوب آنی می شود
که زیر بار ننگ نیست
برای ناصر خان حجازی – م.بیتاب

۱۳۹۰/۳/۳

و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد - به ياد معلم انقلاب دكتر علي شريعتي

به ياد دكتر علي شريعتي - پوستر ارسالي از همراهان سبز 



خداوندا زيباترين لحظه ها را نصيب مادرم كن- تقديم به مادران پارك لاله


خداوندا زيباترين لحظه ها را نصيب مادرم كن ، كه زيباترين لحظه هايش را به خاطر من از دست داده است. 
تقديم به مادران پارك لاله


۱۳۹۰/۳/۲

نظر سنجی نود به افتخار ناصر حجازی عدد 1 را بفرستید

نظر سنجی نود به افتخار ناصر حجازی عدد 1 را به 200090 بفرستید.


برنامه ۹۰ که از لحظاتی پیش آغاز شد به احترام ناصر حجازی سوال ندارد و تنها به احترام او خواسته شد عدد یک زا که شماره پیراهن این ورزشکار محبوب است به 200090 ارسال کنند.

۱۳۹۰/۳/۱

فراخوان حامیان و فعالان جنبش سبز برای ندای شامگاهی و اعتراضی الله اکبر


جــرس: به مناسبت صدمین روز از حصر خانگی راهبران جنبش سبز و در آستانه خرداد ماه، جمعی از فعالان و حامیان جنبش سبز، با اعلام فراخوانی خواستار سردادن ندای "الله اکبر" در شامگاه یکم خرداد شدند.

بنا به گزارش رسیده به جرس، این فعالان فراخوان طنین بانگ الله اکبر جنبش سبز را در حمایت از میرحسین موسوی، زهرا رهنورد، مهدی کروبی و فاطمه کروبی، راهبران جنبش سبز اعلام کرده اند.

زمان این فراخوان، شامگاه یکشنبه، یک خرداد و ساعت ۱۰ شب اعلام شده است.


طی دو سال اخیر، ندای شامگاهی و اعتراضیِ الله اکبر و مرگ بر دیکتاتور، از شعارهای جنبش سبز بوده است.


۱۳۹۰/۲/۳۱

كتاب سبز (10) - تقويم سبز سال 1390- راه سبز اميد را زندگي بايد كرد

تقويم بسيار زيبا و سبز 1390 كاري از سايت جنبش راه سبز كه به صورت فايل PDF  ميتوانيد آن را دانلود كنيد.



براي دانلود اين تقويم به حجم 20 مگابايت اينجا را كليك كنيد. 

تصاوير بسيار زيباي اين تقويم در زير آمده است.















۱۳۹۰/۲/۳۰

دي وي دي ترانه هاي سبز با امكانات جديد آماده ارسال شد.

دي وي دي ترانه هاي سبز شامل ترانه هاي سبز از شماره 1 تا 309 (1/6 گيگابايت شامل 420 ترانه )به همراه نماهنگ هاي بسيار زيباي سبز (2/7 گيگابايت شامل 149 نماهنگ) آماده شد. در اين دي وي دي جديد نماهنگهاي جنبش سبز مشهد نيز گنجانده شده است. هموطناني كه مايلند، اين دي وي دي را دريافت كنند كافيست آدرس كامل خود را به ايميل jsm1388@gmail.com بفرستند تا با رعايت تمام مسائل امنيتي براي آنها ارسال گردد.

ليست كامل ترانه هاي سبز دي وي دي


نماهنگ هاي جنبش سبز مشهد:
بهار غم انگيز (بامداد فلاحتي)
علي برخيز(آريا آرام نژاد)
مدارا (سيد سعيد جعفرزاده (هماي))
يادگار خون سرو(محسن نامجو)  تقديم به مادر شهيد سهراب اعرابي
دريا (حامد نيك پي)
دلم گرفته (فريد صلواتي)
كودتاي مقدس ( سخنان پناهيان قبل از انتخابات )
دو مسير، دو زمان ، يك هدف 

فيلم مستند حماسه پل كالج به مدت 42 دقيقه - شرح اتفاقات پل كالج (پل حافظ) در عاشوراي خونين سال 1388
آنونس فيلم مستند حماسه پل كالج


  • تصاويري از بخش هاي نرم افزار








۱۳۹۰/۲/۲۸

درخواست معرفی سخنگوی رسمی از شورای هماهنگی راه سبز امید/ بیانیه جمعی جامعه ی وبلاگنویسان سبز


من اگر ما نشوم خویشتنم      
تو اگر ما نشوی تنهایی
با درودی چند هزارباره به مردم شریف کشورمان که پس از نزدیک به دو سال تهدید، ارعاب، زندان، شکنجه، تجاوز و کشتار، همچنان پرقدرت در صحنه سیاسی ایران ایستاده اند و جانانه ترین مبارزه مدنی در تاریخ این سرزمین کهن را پر قدرت به پیش می برند و ذره ای عقب نشینی نکرده و به اقتدارگرایان نشان داده اند که هزینه های هنگفت سرکوب، حاصلی جز زدودن مشروعیت از آنان و ریزش بیشتر در بین نیروهایشان، دستاورد دیگری در پی نداشته است.
پس از دستگیری رهبران نمادین جنبش سبز، آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی، خلاء رهبری این عزیزان در جنبش آزادیخواهی ایران به وضوح احساس می‌گردد. و از این رو «شورای هماهنگی راه سبز» امید به عنوان مهمترین نهاد نزدیک به رهبران در بند جنبش سبز به عنوان نهادی تاثیر گذار و مهم در تعاملات آتی کشورمان نقشی بی بدیل را داراست.
همه می دانیم که از ابتدای فعالیت این شورا، انتقاداتی از طرف بسیاری از اندیشمندان، همراهان و دلسوزان جنبش سبز در مورد عملکرد و چگونگی انتخاب اعضای این شورا مطرح گردید، که به دلیل نبود یک مرجع پاسخگوی رسمی به منظور پاسخ به این انتقادات، رفته رفته فاصله این شورا از بدنه جنبش زیاد شده و طرح مسایل انحرافی و عدم پاسخگویی صریح و شفاف، این حس را در عموم مردم بوجود آورد که «شورای هماهنگی راه سبز امید» با رویکردی انفعالی، دارای قدرت رهبری لازم برای سامان دادن به حرکات اعتراضی با توجه به خواست اکثریت مردم،  نمی باشد.
«جامعه وبلاگ نویسان سبز» ، متشکل از دهها وبلاگ نویس فعال در عرصه سیاسی کشورمان، در پی مطرح شدن پیشنهادی در فضای مجازی، پیرامون معرفی سخنگوی رسمی برای نهاد «شورای هماهنگی راه سبز امید» و ارسال درخواستهای مکرر اعضا به شورای مدیریت این جامعه بمنظور واکنش به این پیشنهاد و اعلام موضع صریح در این باب، پس از مشورت و نظرخواهی و جمع بندی نظرات کلیه اعضا، برای صدور بیانیه ای در اینباره به اتفاق نظر رسید.
از این رو، «جامعه وبلاگنویسان سبز» که از ابتدای شکل گیری خود، با هدف انتشار خواست های مشترک اعضایش در قالب بیانیه ای واحد با توجه به تکثر اعضای عضو در آن و درنتیجه گوناگونی افکار و عقاید، فعالیت های خود را آغاز کرده، بر این باور است که تعیین سخنگوی رسمی از طرف این شورا برای پاسخگویی به انتقادات و همچنین ایجاد ارتباط هرچه بیشتر مردم با این شورا، یکی از الزامات اساسی، جهت بهبود روند فعالیت «شورای هماهنگی راه سبز امید»، می باشد.
ما اعضای «جامعه وبلاگنویسان سبز» از آنجا که بر این باوریم که «شورای هماهنگی راه سبز امید» نیازمند یک سخنگوی قابل، بمنظور برقراری تعامل با تمامی گروهای سیاسی-اجتماعی است، پس از بررسی افراد با صلاحیت برای بردوش گرفتن این وظیفه کلیدی، سنگین و حساس و همچنین مقایسه ی آنها با توجه به بررسی تمام مواضع اتخاذ شده توسط افرادی که عضویتشان در «شورای هماهنگی راه سبز امید» محتمل بود، به اتفاق آرا به این نتیجه رسیدیم که جناب آقای اردشیر امیرارجمند، مشاور ارشد میرحسین موسوی و صاحب کرسی حقوق بشر و دموکراسی در یونسکو، باتوجه به آنکه مشاور آقای میرحسین موسوی بوده و هستند و همچنین نزدیکی افکاری بیشتری که نسبت به دیگران با ایشان دارند، و همینطور صداقت دیده شده از ایشان در برخورد با نقدهای سازنده و غیرسازنده و اللخصوص، اعلام مواضعی که جناب آقای اردشیر امیرارجمند در مصاحبه اخیر خود با تلویزیون رسا در مورد وجود تکثر در جنبش آزادی خواهی ایران و مشارکت تمامی گروه های سیاسی در بیان نظر در تعیین سرنوشت کشور، ابراز داشته اند؛ بهترین گزینه ی موجود در بین افراد سرشناس و شناخته شده ی این شورا برای برداشتن گامی در جهت یکپارچه نمودن نیروهای معترض به دیکتاتوری موجود در ایران، در سمت سخنگوی رسمی «شورای هماهنگی راه سبز امید»، می باشند.
ما معتقدیم که تعیین سخنگویی رسمی برای «شورای هماهنگی راه سبز امید»، می تواند به اعتبار این شورا بیفزاید و امید داریم تا جناب آقای دکتر اردشیر امیرارجمند با قبول این مسولیت سنگین و همچنین همکاری صمیمانه ی دیگر گروه های سیاسی-اجتماعی در این زمینه با ایشان، بتوانند به ایجاد اتحاد فراگیر نیروهای سیاسی- اجتماعی داخل و خارج کشور کمک نمایند.
از همین رو بدینوسیله صمیمانه درخواست خود را به «شورای هماهنگی راه سبز امید» برای برگزیدن ایشان به سمت “سخنگوی رسمی” این شورا اعلام می داریم و از دیگر عزیزان صاحب نظر، اساتید، دانشجویان، احزاب، گروه ها، تشکلات، شخصیتها و همچنین دیگر اقشار مردم آزادی خواه ایران می خواهیم که با همصدایی با ما ، به طرق گوناگون حمایت خود را از این حرکت با حمایت از این بیانیه و یا صدور بیانیه های مجزا، اعلام دارند. باشد که اتحاد ما مشابه اتحاد بی نظیر دانشجویان میهنمان در بهار اعتراضات دانشجویی ، خار دیگری در چشم انحصار طلبان و دیکتاتورهایی باشد که اکنون کشور ما را به تاراج برده اند.
در پایان لازم می دانیم عنوان نماییم که به صورت همزمان با انتشار این بیانیه از سوی «جامعه ی وبلاگنویسان سبز» و پایگاههای اطلاع رسانی اعضا ، نسخه هایی نیز ، به سایت های سبز و دیگر خبرگزاری ها و تلویزیون های ماهواره ای، ارسال شده است؛ و امید داریم که آنها نیز در انتشار و پخش این درخواست، به ما کمک نموده و گامی در راستای یکپارچه سازی نیروهای معترض به جمهوری اسلامی -که ما آن را در شرایط کنونی، نه جمهوری می دانیم و نه اسلامی- و پاک نمودن دیکتاتوری از صحنه ی سیاسی کشورمان بردارند.
به یاد داشته باشیم که درخواست از «شورای هماهنگی راه سبز امید» برای معرفی سخنگویی لایق و شناخته شده، بسیار مهم بوده و قطعا از این راه است که در آینده، می توانیم تعاملات سازنده ای را با این شورا برقرار کرده و از آنان درخواست پاسخگویی داشته باشیم.
همراه شو عزیز، کین درد مشترک ، هرگز جدا جدا ، درمان نمی شود
ما برای بازپس گیری ایران ایستاده ایم

۱۳۹۰/۲/۱۷

مير حسين موسوي را آزاد ميكنيم



اشکان ذهابیان، فعال دانشجویی فردوسی مشهد وعضو شورای عمومی دفتر تحکیم وحدت بازداشت شد

اشکان ذهابیان عضو دفتر تحکیم وحدت برای سومین بار بعد از انتخابات بازداشت شد.

 اشکان ذهابیان عضو شورای مرکزی انجمن اسلامی دانشگاه فردوسی مشهد وشورای عمومی دفتر تحکیم وحدت برای سومین بار متوالی پس از انتخابات بازداشت شد.
به گزارش دانشجونیوز، صبح امروز اشکان ذهابیان توسط مامورین اداره اطلاعات استان مازندران دستگیر و به زندان اداره اطلاعات ساری (شهید کچوئی) منتقل شد.
بر اساس این گزارش، مامورین امنیتی استان مازندران در چندین نوبت به خانه پدری این فعال دانشجوئی مراجعه کرده و کلیه وسایل و لوازم شخصی از جمله دست نوشته ها، سی دی ها، کتاب ها و کیس کامپیوتر وی را ضبط کردند.
این گزارش می افزاید، در روزهای اخیر هنگامی که مامورین امنیتی ساعت 10 شب به منزل پدری این فعال محروم از تحصیل مراجعه کزدند، مادر اشکان ذهابیان در اثرفشارهای ناشی از این تهدیدها به بیمارستان منتقل شد.
در همین حال مامورین اداره اطلاعات در هنگام مراجعه به منزل اشکان ذهابیان چند ساعتی در خانه، پدر و مادر وی را بازداشت نمودند و گفتند تا فرزندتان نیاید این خانه را ترک نخواهند کرد و خاطرنشان کردند در صورت عدم مراجعه این فعال دانشجویی، آنها حکم تیر فرزندشان را دارند.
این گزارش حاکیست مامورین اداره اجرای احکام شهرستان بابل جهت کارشناسی منزل پدری اشکان ذهابیان، به خانه وی مراجعه کردند و گفتند که در اسرع وقت منزل پدری وی را به مزایده خواهند گذاشت.
اشکان ذهابیان فعال دانشجوئی شمال کشور وعضو دفتر تحکیم وحدت در تجمع دانشجویان دانشگاه مازندران در اعتراض به کودتای انتخاباتی در 26 خرداد 88 توسط نیروهای انصار بابلسر مورد ضرب و شتم قرار گرفت و با دخالت مامورین اداره اطلاعات استان مازندران دستگیر و به زندان اداره اطلاعات شهید کچوئی ساری منتقل شد. وی به مدت یک ماه در سلول انفرادی زندان اداره اطلاعات ساری و زندان متی کلای بابل بازداشت بود.
این فعال دانشجوئی محرروم از حق تحصیل در تاریخ 11 آبان 88 برای بار دوم به اتهام اقدام علیه امنیت ملی به واسطه تشکیل اتحادیه انجمن های اسلامی شمال کشور دستگیر و روانه زندان شد و پس از چندی با قرار وثیقه 30 میلیون تومانی آزاد شد.
این عضو سابق شورای مرکزی فراکسیون مدرن انجمن های اسلامی دانشگاه های فردوسی و علوم پزشکی مشهد پیش از این به دلیل فعالیت های سیاسی از دانشگاه فردوسی مشهد اخراج شده بود.
همچنین وی توسط دادگاه انقلاب شهرستان بابل به صورت غیابی به 6 ماه حبس تعزیری محکوم شده بود.

۱۳۹۰/۲/۹

اسكناس نويسي -يا حسين مير حسين - يا مهدي شيخ مهدي

اسكناس نويسي سبز
يا حسين ميرحسين - يا مهدي شيخ مهدي
هنوز هم در مسير سبز زندگي كردن هستيم. 
براي بزرگتر ديده شدن تصوير روي آن كليك كنيد.



۱۳۹۰/۲/۴

بیانیه شورای هماهنگی راه سبز امید در گرامی‌داشت روز جهانی کارگر



شورای هماهنگی راه سبز امید، هفتمین بیانیه خود را به گرامی‌داشت روز جهانی کارگر اختصاص داد و با تأکید بر حق مسلم کارگران برای طرح مطالبات و حمایت کامل از برگزاری راهپیمایی و تجمع آنان به رسم همه ساله، از همه همراهان و تلاشگران جنبش سبز خواست تا در حمایت از خواسته های کارگران غیور این مرز و بوم، از همراهی و همدلی با آنان دریغ نورزند.
این شورا از همه رسانه ها و شبکه های اجتماعی خواست در شرایطی که حاکمیت اجازه طرح هیچگونه انتقادی به این شرایط را بر نمی تابد، به مشکلات اقتصادی و خواسته ها و مطالبات کارگران و زحمتکشان توجه کنند و در بازتاب دادن مصائب غم انگیزی که هر روز زندگی را بر اقشار مختلف مردم دشوارتر می کند، همت بگمارند.
شورا در بیانیه خود با استناد به گزارش های رسمی سازمان های مانند بانک مرکزی، مرکز آمار ایران و صندوق بین المللی پول، نشان داده که «نظامی سازی» اقتصاد و سیاست در سال های اخیر، چگونه اقتصاد ایران را زمین گیر کرده و درآمد ۴۳۰ میلیارد دلاری ارزی پنج سال اخیر به جای سرمایه گذاری های زیربنایی و ایجاد شغل، صرف واردات افسار گسیخته و بالمال نابودی تولید داخلی شده است.
شورای هماهنگی راه سبز امید در عین حال تاکید کرده است: کارگران شریف ما با پوست و گوشت خود شرایط وخیم اقتصادی کشور را احساس می کنند و بی پایگی آماری که دولت در مورد بهبود شرایط اقتصاری اعلان می کند قبل از هر قشر و گروه اجتماعی دیگری برایشان قابل درک است.
این شورای در بخش دیگری از بیانیه خود، آورده است: ایرانی، بزرگترین سرمایه خویش، یعنی امید به آینده بهتر را، برباد رفته و بزرگترین موهبت الهی اش، یعنی کرامت انسانی را، پایمال شده می بیند. کارگر و کشاورزی که می خواست با دسترنج خود، زندگی آبرومندانه ای برای خود و خانواده اش فراهم کند، اینک باید چشم انتظار مرحمت دولتمردانی شود که با تهی کردن خزانه کشور، سعی می کنند ندانم کاری ها و ناتوانی های خود را پرده پوشی کنند.
متن کامل این بیانیه که برای انتشار در اختیار کلمه قرار گرفته، به شرح زیر است:
بسم الله الرّحمن الرّحیم
امسال در حالی به استقبال بزرگداشت روز کارگر می رویم که دو نماد پایداری جنبش سبز مردم ایران به همراه همسران همدل و همراهشان در حصر و حبس قرار دارند. دو سال پیش در چنین روزهایی، عزم امواج میلیونی شهروندان، می رفت تا سرنوشت کشور را از دست ناکارآمدانی که جز به بقای خود در قدرت به هر قیمت ممکن نمی اندیشند و استفاده از هر وسیله ای را برای رسیدن به اهداف خود مباح می دانند، بگیرد و صالحانی توانمند بر جای آنان بنشاند. آن روزها که اقتدارگرایان فریبکار بر طبل های میان تهی تبلیغاتی خود می کوبیدند و با وعده های پوچ و دست نایافتنی که به مردمان می دادند رأی می خریدند، کروبی و موسوی از دغل کاری فرصت طلبانه دولتیان پرده برداشتند و ناکارآمدی آن را عیان کردند و جوانان هوشمند و هوشیار سبز این مرز و بوم، نشان «دروغ ممنوع» را در کوی و برزن برافراشتند تا مبادا دروغ گویان بار دیگر بر سرنوشت مردمان رنج کشیده این دیار حاکم شوند. از جمله نگرانی‌هایی که دو سال پیش از این مردم را به تجدید نظر در کناره‌ گیری از سیاست کشانید خطرات بلندمدتی بود که معیشت محروم‌ترین اقشار جامعه را تهدید می‌کرد. اما به زودی معلوم شد که بدون بازسازی خلل‌های ایجاد شده در نظام سیاسی کشور سخن گفتن از بازسازی اقتصادی ممکن نیست، همچنان‌که بدون بازسازی اخلاقی جامعه، بدون به کرسی نشاندن شعار و شعور دروغ ممنوع، بدون نهادینه کردن رعایت امانت، بدون پایبندی به عهدهای انسانی و ایمانی و میثاق‌های ملی، بدون رو کردن به چهره رحمانی اسلام، بدون به رسمیت شناختن حقوق متفاوت انسان‌ها و …ممکن نیست و چنین شد که اکثریت ایرانیانی که از فریبکاری دولتیان خسته شده بودند، ندای آنان را شنیدند و با حضور در پای صندوق های رأی، به دولت دروغ «نه» گفتند. افسوس که اقتدارگران، رأی آنان را همچون سرمایه های دیگرشان دزدید وخس و خاشاکشان نامید، به گمان این که می توان با تکیه بر زر و زور و تزویر، کشور را اداره کرد.
اگر در آن زمان کسانی بودند که هنوز فریبکاری دولتیان را باور نمی کردند، امروزه کوس رسوایی دولت دروغ بر سر هر کوی و برزن، چنان بلند نواخته شده که نه کشاورز و دامدار و نه کارگر و کارمند، که در هر گوشه و کنار کشوری که با وجود داشتن عظیم ترین ذخایر زیرزمینی و سرمایه های انسانی، فقر و فلاکت از آن می بارد زندگی می کنند، دیگر وعده های توخالی آنان را باور نمی کنند. زحمتکشان این سرزمین دیدند که مشکل مسکن و بیکاری نه تنها از میان نرفت، که افزایش یافت و پرداخت سهام عدالت و یارانه ها، اگر دوام هم داشته باشد، دردی دوا نکرده است. مردمان این دیار دیدند که نه تنها پول نفت بر سر سفره هایشان نیامد، بلکه سفره هایشان روز به روز کوچک تر شد. کارگرانی که با تلاش بسیار سعی می کردند آینده بهتری برای فرزندانشان فراهم کنند، امروز در برآوردن نیازهای اولیه آنان درمانده اند. اعتراض ها و اعتصاب های کارگری، علیرغم برخوردهای خشونت بار، هر روز در گوشه و کنار کشور رخ می دهند. اقتصاد صدقه ای که منتقدان دولت نسبت به عوارض زیان آور و خفت بار آن هشدار داده بودند، این روزها، امید کارگران و کارفرمایان را نومید کرده و چرخ های صنعت را به سکون کشانده است. درآمد سرشار فروش نفت که طی شش سال گذشته بالغ بر پانصد میلیارد دلار یعنی معادل تمام دوران فروش نفت در دورة پیش از آن بوده، و امانت بزرگ نسل ها در دست دولتیان است و کاهش وابستگی به آن از اهداف بارز مبارزات چند دهه اخیر ملت ما بوده، صرف واردات بی رویه کالاهای نامرغوب می شود؛ گویی هدف این انقلاب بزرگ صرفا عدم وابستگی از یک ابرقدرت و وابسته شدن به ابرقدرتی دیگر بوده است!
کارگران شریف ما با پوست و گوشت خود شرایط وخیم اقتصادی کشور را احساس می کنند و بی پایگی آماری که دولت در مورد بهبود شرایط اقتصاری اعلان می کند قبل از هر قشر و گروه اجتماعی دیگری برایشان قابل درک است. اما بد نیست با استناد به گزارش های رسمی سازمان های مانند بانک مرکزی، مرکز آمار ایران و صندوق بین المللی پول، دروغ بزرگ ایجاد ۶/۱ میلیون شغل در سال ۸۹ و ۵/۲ میلیون شغل در سال جاری را به نمایش بگذاریم:
همه می دانیم که رشد اقتصاری و رشد سرمایه گذاری و ایجاد اشتغال لازم و ملزوم یکدیگرند. به همین جهت در برنامه چهارم توسعه برای ایجاد ۸۵۰ هزار شغل در سال، رشد اقتصادی سالانه ۸ در صد و رشد سرمایه گذاری ۴/۱۲ در صد در نظر گرفته شد. اما اکنون به موجب آمارهایی که از نیمه دوم سال ۸۷ اعلان آنها توسط بانکمرکزی ممنوع شده اما توسط صندوق بین الملل پول منتشر شده، رشد اقتصادی سه سال اخیر ایران بطور متوسط ۷/۰ در صد بوده و در سال جاری به صفر خواهد رسید. نرخ رشد سرمایه گذاری نیز از حدود ۴ در صد فراتر نخواهد رفت. طبیعی است در چنین شرایطی نه تنها ۸۵۰ هزار فرصت شغلی سالیانه برنامه چهارم تحقق نیافته بلکه با افزایش آمار بیکاران مواجه شده ایم. آیا می توان تصور کرد که به عنوان مثال در یک واحد تولیدی که سرمایه گذاری جدید در آن نشده و فروش و درآمد آن نیز افزایش نیافته، مدیر آن به استخدام کارکنان جدید دست بزند؟
واقعیت اینست که «نظامی سازی» اقتصاد و سیاست در سال های اخیر، اقتصاد ایران را زمین گیر کرده است. به موجب گزارش سازمان خصوصی سازی، از ۶۸ هزار میلیارد تومان واحد های واگذار شده از سال ۸۴ تا ۱۵ تیر ۸۹ ، فقط ۲۲هزار میلیارد تومان به بخش خصوصی رسیده است که بسیاری از آنها نیز رانت جویان وفا دار به دولت هستند و نه کارآفرین. درآمد ۴۳۰ میلیارد دلاری ارزی سال های ۸۴ لغایت ۸۸ نیزبه جای سرمایه گذاریهای زیربنایی و ایجاد شغل، صرف واردات افسار گسیخته و بالمال نابودی تولید داخلی گردید.
دولت بجای خصوصی سازی، دست به اختصاصی سازی زده و شرکت ها و بنگاه های اقتصادی دولتی به ثمن بخس در اختیار نهادهای شبه دولتی و نظامی قرار داده می شود تا با تمرکز قدرت و ثروت در دستان آنان، یکه سالاری خود را تداوم بخشد. امروزه شاهدیم که به دنبال این سیاست های از بنیان غلط، هزاران کارگر از کار بیکار شده اند. طرح های بزرگ زیربنایی همانند منطقه عسلویه که می رفت تا با ایجاد هزاران فرصت شغلی در سال در حل این معضل بزرگ و ملی نقش داشته باشند، به دلیل کاهش سرمایه گذاری ها به رکود کشیده شده است. دهها هزار کارگر در سراسر کشور، ماههاست که از دریافت حقوقشان محروم بوده اند. حقوق اولیه کارگران مانند حق فعالیت سندیکاها، حق اعتراض به شرایط کار، درخواست افزایش دستمزدها بر اساس رشد تورم، تأمین معاش با کار در یک شیفت کاری، حق تأثیرگذاری بر اداره سرنوشت خود، با تمسک به انواع حیله ها و ابزارها نادیده گرفته می شود. ایرانی، بزرگترین سرمایه خویش، یعنی امید به آینده بهتر را، برباد رفته و بزرگترین موهبت الهی اش، یعنی کرامت انسانی را، پایمال شده می بیند. کارگر و کشاورزی که می خواست با دسترنج خود، زندگی آبرومندانه ای برای خود و خانواده اش فراهم کند، اینک باید چشم انتظار مرحمت دولتمردانی شود که با تهی کردن خزانه کشور، سعی می کنند ندانم کاری ها و ناتوانی های خود را پرده پوشی کنند.
اما آیا این سرنوشت محتوم مردم ماست؟ ما چنین نمی اندیشیم، و میلیون ها ایرانی آزاده دیگر نیز چنین نمی اندیشند. مگر ما و مردمان دیگری که همزمان یا دیرتر از ما در راه آزادی و آبادی گام برداشته اند از سرشتی متفاوت آفریده شده ایم که این گونه حقیرانه تن به ذلت بدهیم؟ مگر نمی دانیم که دستیابی به زندگی سعادتمندانه، نیازمند عزم و اراده برای ایجاد دگرگونی در هر چه نادرست است و جایگزین نمودن آن با آنچه ما را به فردایی بهتر رهنمون می کند می باشد؟ مگر ندیده ایم که برای رسیدن به جامعه ای آباد، آزاد و عادل، ملت ها چه رنج ها که بر خود هموار نکرده اند و چه فداکاری ها که در تاریخ خود به ثبت نرسانده اند؟ ایران کشوری بزرگ، با سرمایه های بزرگ طبیعی و بهره مند از خیل کاردانان و کارگران و کارآفرینانی است که اگر حق تعیین سرنوشتشان را به خودشان بازگردانند، می توانند در زمانی کوتاه، کشور را به جایگاهی که شایسته آن است برسانند. و مردم ما در همین دو سالی که پشت سر گذاشتند، با اهدای دهها شهید، صدها مجروح و هزاران زندانی و از جمله دهها کارگر زندانی، نشان دادند که از چنین عزمی برخوردارند. صبر و استقامت و تلاش این مردم بزرگ، که بجای بزرگ فروشی به آنان باید در مقابل بزرگیشان سر تعظیم فرود آورد، آنان را به سر منزل مقصود خواهد رساند.
شورای هماهنگی راه سبز امید از همه رسانه ها و شبکه های اجتماعی درخواست می کند با توجه به مشکلات اقتصادی و خواسته ها و مطالبات کارگران و زحمتکشان و در شرایطی که حاکمیت اجازه طرح هیچگونه انتقادی به این شرایط را بر نمی تابد، در بازتاب مصائب غم انگیزی که هر روز زندگی را بر اقشار مختلف مردم دشوارتر می کند همت گمارند. این شورا با تأکید بر حق مسلم کارگران برای طرح مطالبات و حمایت کامل از برگزاری راهپیمایی و تجمع آنان به رسم همه ساله، از همة همراهان و تلاشگران این جنبش فراگیر مردمی می خواهد تا در حمایت از خواسته های کارگران غیور این مرز و بوم، از همراهی و همدلی با آنان دریغ نورزند.
شورای هماهنگی راه سبز امید
۴ اردیبهشت ۱۳۹۰

۱۳۹۰/۲/۳

نامه جمعی از «وبلاگ‌نویسان سبز» به «شورای هماهنگی راه سبز امید»


اعضای محترم شورای هماهنگی راه سبز امید
جنبش سبز اگر چه در لحظاتی سخت و دشوار به سر می برد اما به واقع تجربیات ارزشمندی که از خلال رویدادهای ایام پس از کودتای انتخاباتی 88  بدست آمد و روابط و ساز و کارهای رسمی و غیر رسمی نهادینه شده در لایه های مختلف اجتماعی و سیاسی، جنبش را مجهز به توانمندی هایی نموده که گذر از این ایام عسرت به روشنای آزادی از همیشه هموارتر به نظر می رسد. جنبشی که در ابتدای شکل گیری با شعارهایی مبهم، پراکندگی مطالبات، چشم اندازهایی ناروشن، ساختارهایی شکل نگرفته و بعضاً درون فرساینده مواجه بود، امروز به مدد خون هایی که داده شد، عمرهایی که در زندانها سپری شد، بحث و نقدهایی که در مجامع سبز شکل گرفت و روشنگریهایی که صورت پذیرفت، از آن دوران به سلامت گذار نمود. امروز می توان مدعی شد که جنبش به شناختی هر چند کلی از حیث اهداف، چشم اندازها، موانع و آسیب ها دست یافته است. در این روند نقش راهبری خردمندانه و پایمردانه آقایان میرحسین موسوی و مهدی کروبی اهمیتی به سزا داشته است. این دو همراه بزرگوار علیرغم محدودیت ها و با علم به هزینه ها، در سخت ترین لحظات از میان دشوارهای موجود راهی می گشودند و امید را به جنبش و بدنه ی جوان آن تزریق می کردند. اگر چه موسوی و کروبی خود هیچگاه مدعی رهبری جنبش نبودند، اما همین تاکید آنها بر وجود «راه» در «به ظاهر بن بست های موجود» و همچنین ثبات قدم و نفس همراهی بی تکلف شان با مردم سبب گردید که رهروان جنبش سبز  آنها را به رهبری برگزینند. از جمله نقش های محوری که این رهبران برگزیده ایفا کردند تلاش بی وقفه شان در گسترش مرزهای جنبش با رویکردی تکثرگرایانه و پرهیز از مرزبندی های تصنعی بود. تلاشی که می تواند و باید چراغ راه آینده جنبش باشد.
حرکت جنبش سبز به سمت ساختار یافتگی از یک سو و قدرت راهبری و انسجام بخشی موسوی و کروبی از سوی دیگر، سبب گردید که حاکمیت کودتایی نگران از قدرت رو به گسترش جنبش سبز، به حبس و حصر ایشان و همسرانشان اقدام کند. پس از این بود که شکل گیری شورایی به نام شورای هماهنگی راه سبز بیم و امیدهایی را در بدنه ی جنبش ایجاد نمود. در این میان گروهی که پیش از دستگیری موسوی و کروبی به صورت سازمان یافته به تخریب و تضعیف آنها می پرداختند و به اسم آزدیخواهی کمر همت به خدمت کودتاگران بسته بودند، همانطور که پیش بینی می شد،  امروز که این رهبران در حبس رژیم به سر می بردند، با تغییر سوژه به تخریب نهادهای برآمده از راه سبز امیدی که موسوی و کروبی گشودند می پردازند. علیرغم وجود چنین جریانی، نمی توان منشأ همه ی نقدهای وارد بر عملکرد جنبش را از این دسته دانست. جنبش و نهادهایی که در راهبری جنبش نقش دارند ناگزیرند که گوشی شنوا برای نقدهای داخلی داشته باشند، آنچنان که موسوی و کروبی نیز چنین کردند و همواره پذیرا و پاسخگوی نقدهای وارده بودند. چنین نقدهایی، راه را بر کج روی ها، کند رویها و تندروی ها خواهد بست.
امروز که قریب به دو ماه از شکل گیری شورای هماهنگی می گذرد، امضا کنندگان این نامه نه در قالب یک تشکل سیاسی یکپارچه و در راستای اهداف سیاسی و منافع گروهی بلکه از موضع منتقدین دلسوز جنبش و از روی احساس وظیفه و مسئولیت به نقد عملکرد و کارنامه ی «شورای هماهنگی راه سبز امید» می پردازند. اگر واقع بینانه به عملکرد این شورا نگاه شود، انفعال و بی تحرکی مجموعه مذکور چنان بوده که کارنامه کارکردش اصولا خالی تر از آن است که قابل نقد باشد. نقدهایی که درباره ماهیت، ساختار و شفافیت مکانیزم ها در این شورا مطرح شده و می شود، اگر چه در جای خود قابل طرح و بررسی است، اما با درک حساسیت ها و شرایط موجود، می توان از این نقدها موقتا عبور کرد و تنها از منظر عملکرد شورا در مدیریت اعتراضات و حوادث پیش روی جنبش سبز به بررسی و نقد شورا و تحرک اعضایش پرداخت. اما متاسفانه در این سوی داستان نیز چیز چندان قابل عرضی وجود ندارد و بیم آن می رود که چنانچه این سکوت و انفعال ادامه پیدا کند، نه تنها نقش این شورا در سایه تردید قرار گیرد، بلکه خلا رهبری جنبش  باعث از هم پاشیدگی و فروپاشی جنبش شود.
میراثی که اکنون در برابر دیدگان ما قرار گرفته ماحصل سالها مبارزه در راه آزادی است که اینک در جنبش سبز تبلور یافته است. راهبری چنین مجموعه ای آن هم در شرایطی چنین خطیر مسئولیت سنگینی است که موسوی و کروبی به خوبی از عهده ی آن برآمدند. این همراهان سبز به خوبی با ریشه ها و علل شکل گیری جنبش سبز آشنا بودند و دقیقا از همین منظر بود که توانستند با درایت کافی راه دراز گذشته را به وضعیت کنونی جنبش سبز پیوند زنند و فارغ از تنگ نظری ها و مرزبندیها، مصلحت مردم ایران و جنبش سبز را در نظر بگیرند و سرلوحه تصمیم گیریهایشان قرار دهند. به عبارت دیگر آنچه باعث جلب اعتماد بدنه جنبش سبز به این همراهان بزرگ شد صداقت و پایمردی آنان بود. مردم به عینه می دیدند که این همراهان سبز بر خلاف  بسیاری از گذشتگان، به جای  آنکه به مصالح حکومتی خودکامه بیندیشند، به مصالح ملی مردمی می اندیشند که سالهاست برای رسیدن به آزادی در تکاپو هستند. شورای هماهنگی نیز تنها زمانی خواهد توانست نقشی در مدیریت راهبردی اعتراضات جنبش داشته باشد که پرامید و ثابت قدم در همان مسیر گام بردارد. آنچه برای این شورا و جایگاهش وجاهت می آورد نه انتساب به آقابان موسوی و کروبی، که نحوه عملکرد این شوراست. موسوی و کروبی خود نیز جایگاه کنونی شان را به تدریج و در خلال ایام و پس از اثبات همراهی شان به دست آوردند. شورای هماهنگی نیز از این قاعده مستثنی نیست و می بایست با شفافیت بیشتر و عملکرد موثرتر و فعالانه تر اعتماد چشم های نگران بدنه جنبش را بدست آورد.
انتظار بر این نیست که این شورا در دام تندرویها بیفتد اما راه گریز از تندرویها، انفعال نیست. واقعیتی که امروز شاهد آن هستیم این است که به واسطه سکوت و انفعال شورا، فاصله آن با بدنه جنبش سبز، که روزی مطالبت و اعتراضات خود را از زبان موسوی و کروبی می شنید، هر روز بیش از دیروز می شود. چنین سکوتی از یک طرف باعث یاس و سرخوردگی بدنه جنبش می شود و از طرف دیگر، راه را برای ایجاد چندپارگی در جنبش و فرصت طلبی گروههایی که در زمان حضور موسوی و کروبی در سایه قرار گرفته بودند باز می گشاید. حبس و حصر راهبران برای جنبشی که چندان هم متکی به رهبران خود نبوده است می تواند یک فرصت تلقی شود. تبدیل این تهدید به فرصت و ادامه ی راه  نیاز به مدیریت و تحرک  و هماهنگی بیشتری دارد و فلسفه ی تشکیل شورای هماهمنگی نیز همین بوده است. نجواهای گاه به گاه ، پراکنده و مبهم شورای هماهنگی متناسب با نقش و جایگاه متصور شده به این شورا نیست. ادامه ی این سکوت و تردید در حرکت و سردرگمی در یافتن نقشه ی راه، گرد ناامیدی و یخ زدگی را بر فضای جنبش پاشیده، صف آزادیخواهان سبز را پراکنده و به جای هماهنگی، ناهماهنگی به ارمغان خواهد آورد.
لذا ما امضا کنندگان این نامه خواستار آن هستیم که شورای هماهنگی ضمن خروج از انفعال موجود، نقشی فعال تر در عرصه تحولات پیش رو بر عهده بگیرد و در عین حال رویکرد تکثرگرایانه ی موسوی و کروبی را همچنان در کالبد راهبری جنبش حفظ نماید تا در سایه ی چنین مدیریتی انسجام جنبش کماکان حفظ گشته و پیوندهای درونی آن گسسته نگردد. راه سبز امید و آزادی به خوبی توسط موسوی و کروبی و سایر همراهان سبز ترسیم شده است. پایمردی در اهداف و همراهی با مردم شیوه کارآمدی است که موسوی و کروبی بدان پایبند بودند. رجای واثق داریم که ادامه چنین روندی، ما  را به منزلگاه آزادی رهنمون خواهد ساخت.
جمعی از وبلاگ نویسان سبز

۱۳۹۰/۱/۲۹

خیابان در اشغال حکومت کودتاست اما...

هموطن در هر شرایطی ابزاری را که در اختیار داری جدی بگیر حتی اگر به نظر کم اهمیت بیایند! اسکناس نویسی، اطلاع رسانی روی قوطی کبریت، جا گذاشتن یک کاغذ نوشته روی صندلی اتوبوس...هموطن بردار هر چه دوست داری بنویس، ساکت ننشینیم آنگاه "ما پیروزیم"



۱۳۹۰/۱/۲۶