۱۳۸۹/۴/۲۲

ترانه سبز (77) - هر روز یک ترانه سبز - ساز خاطرات من

تقدیم به مادر سهراب اعرابی

«تهمینه‌ای دیگر در سوگ سهراب»

تصنیف و متن از صبا واصفی 

این تصنیف را به همراه پدرم، «اسماعیل واصفی» به آهنگ سازی «محمدحسین پرنیا» خواندم و تقدیم می‌کنم به آمنه خاتون(پروین) فهیمی، مادر سهراب اعرابی.

این تصنیف را تقدیم می‌کنم به تهمینه‌ای دیگر از تبار سوگواران تاریخ ایران که در سوگ سهرابی نشسته است که تنها می‌خواست؛ لای درز درز نیمکت‌های چوبی کلاس درس، رازیانه بکارد؛ ولی در حریق رویاهای کال‌اش ناپدید شد.

تقدیم به آمنه خاتون که فاجعه از مجرای احساس ملتهب‌اش شره می‌کند و باز سحرگاهان در تالاب متعفن اوین، می‌کوشد در شمارش معکوس زندگی، نخ بادبادک کودکی را بگیرد و زندگی را از لا‌به‌لای  دست‌هایی خشک بی‌سخا بیابد. به او که از صدای پوتین‌های گرگ‌های هار، در پس چپرهای رنگ پریده‌اش، هراسی به دل راه نمی‌دهد و پنجاب دست‌های تهی مانده‌اش در این مرداب گندزای شاه شیخ شجاع کابوسی، پرچم سبزینه‌ی سرو قامت فرزندش را هر روزه بر دیوارهای خانه‌، راهرو و کوچه برمی‌افرازد؛ تا دست‌های رگ زده و بی‌شرم نوش‌دارو فروشان دندان گرد، برای زنده ماندن‌شان، پنجه در حلقوم سهراب‌های این خاک فروکنند. تقدیم به آمنه خاتون که آتش نگاه‌اش، دامن قبای جنایت‌کاران را به آتش فریاد آدمی خواهد سوزاند. به او که نامش را تکرار می‌کنم و کاکایی‌های جهانی به سیبستان‌های آرامش، پناهنده می‌شوند.


متن ترانه :

امشب دوباره بر دل من چنگ میزنی

با ساز خاطرات من آهنگ میزنی

همچون بهار در دل من سبز میشی

یک شاخه گل بر دل تنگ میزنی

 

چون ماه در عبور از این کوچه های تنگ 

در شیشه شکسته دل سنگ میزنی

 

گم میکند دوباره دلم دست و پای خود

تا خانه ی سیاه مرا سنگ میزنی

 

شب با دو چشم مست توام گرم میشود

تا کی دوباره بر دل من چنگ میزنی

 

امشب دوباره بر دل من چنگ میزنی

با ساز خاطرات من آهنگ میزنی

همچون بهار در دل من سبز میشی

یک شاخه گل بر دل تنگ میزنی 


لینک دانلود :

برای دانلود اینجا را کلیک کنید. 


در یادداشت  فوق اسمی برای این ترانه پیدا نکردیم و فعلا نام آن را "ساز خاطرات من" گذاشتیم . 

ترانه سبز(76) - هر روز یک ترانه سبز - نمیتوانم نفس بکشم

ترانه ای به زبانهای انگلیسی و آلمانی و ... که برای مظلومیت ندا خوانده شده است. 

متن ترانه :






لینک دانلود :

۱۳۸۹/۴/۲۰

ترانه های سبز (75) - هر روز یک ترانه سبز - ای ایران

اجرایی دیگر از سرود ای ایران 

ﺑﺎ ﺻﺪاي ﻓﺮﻳﺪون ﻓﺮﻫﻲ

 ﺷﻌﺮ : ﻣﺴﻌﻮد آذر . ﺗﻨﻈﻴﻢ : ﻓﻮآد . 

 

اﻳﺮان ﻣﻬﺮ ﺗﻮ ﺑﺮون ﻛﻨﻢ
آزادي ﺑﻬﺘﺮ ز ﮔﻮﻫﺮ اﺳﺖ
اي اﻳﺮان ﻣﺮزت ﭼﻪ ﻫﺎ ﻛﺸﻴﺪ
ﺗﺎ ﻛﻲ اﻳﻦ دل از ﺗﻮ ﺧﻮن ﻛﻨﻢ
ﻛﻲ در ﺗﻮ اﻧﺴﺎن ﺑﺮاﺑﺮ اﺳﺖ
ﭼﻪ ﺧﻮن ﻫﺎ در داﻣﻨﺖ ﭼﻜﻴﺪ
ﺗﺎ زﻧﺪان ﻫﺴﺖ و ﺷﻜﻨﺠﻪ ﻫﺴﺖ
ﺧﻮد ﺑﺮﺗﺮ از دﻳﮕﺮان ﻣﺒﻴﻦ
دور از ﺗﻮ ﺷﺪ ﻣﻬﺮ ﻣﺮدﻣﺎن
ﺑﺮ ﮔﻮ ﺑﺎ ﻇﻠﻢ ﺗﻮ ﭼﻮن ﻛﻨﻢ
ﺧﺎﻛﺖ ﻣﺜﻞ ﺧﺎك دﻳﮕﺮ اﺳﺖ
ﻛﻲ ﺑﺮﭘﺎ ﻣﺎﻧﻲ در اﻳﻦ ﺟﻬﺎن
ﺗﺎ ... ﮔﺮدش ﺟﻬﺎن ﺑﺪور آﺳﻤﺎن ﺑﭙﺎﺳﺖ
ﺗﺎ .. ﻋﻴﺶ و ﻧﻮش و ﺳﻮد ﺣﺎﻛﻤﺎن ﺳﺮاي ﺗﻮﺳﺖ
اي ... دﺷﻤﻦ ﺗﻮ آﺷﻨﺎ و در ﻫﻤﻴﻦ ﺳﺮاﺳﺖ
ﺳﺮﻧﮕﻮﻧﻲ ﺳﺘﻤﮕﺮان ﺷﻌﺎر ﻣﺎﺳﺖ
ﻓﻘﺮ و ﻣﺮگ و ﺟﻨﮓ و ﻏﺎرت از ﺑﺮاي ﺗﻮﺳﺖ
در ﻛﻤﻴﻦ ﻋﺸﻖ و ﺣﺲ و ﺟﺎن و ﺧﻮن ﻣﺎﺳﺖ
ﺑﺮﺣﺎل ﺧﻮﻳﺶ اﻧﺪﻳﺸﻪ ﻛﻦ
ﺑﺮ ﺣﺎل ﺧﻮﻳﺶ اﻧﺪﻳﺸﻪ ﻛﻦ
ﺑﺮ ﺣﺎل ﺧﻮﻳﺶ اﻧﺪﻳﺸﻪ ﻛﻦ
راﻫﻲ ﻧﻮﻳﻦ را ﭘﻴﺸﻪ ﻛﻦ
راﻫﻲ ﻧﻮﻳﻦ را ﭘﻴﺸﻪ ﻛﻦ
راﻫﻲ ﻧﻮﻳﻦ را ﭘﻴﺸﻪ ﻛﻦ
در راه ﻧﻮ آزادﮔﻲ را ﻣﺒﺮ از ﻣﻴﺎن
در راه ﻧﻮ آزادﮔﻲ را ﻣﺒﺮ از ﻣﻴﺎن
در راه ﻧﻮ آزادﮔﻲ را ﻣﺒﺮ از ﻣﻴﺎن
وﻳﺮاﻧﻪ ﻛﻦ رﻳﺸﻪ ﺑﺮﺑﺮان
وﻳﺮاﻧﻪ ﻛﻦ رﻳﺸﻪ ﺑﺮﺑﺮان
وﻳﺮاﻧﻪ ﻛﻦ رﻳﺸﻪ ﺑﺮﺑﺮان

لینک دانلود :




ترانه سبز(74) - هر روز یک ترانه سبز - آزادی

 یکی از همزبانان  تاجیک ما ترانه ای برای “جنبش سبز” خوانده است و نوشته : «من تاجیکم و دارم یک ترانه و آواز برای جنب و جوش سبز شما و آن را به همه هم کلامان هدیه میکنم . آرزو میکنم که همه آدما هم برا این جنبش سبز مایه کنین. زنده باشه مملکتتون».

متن ترانه:

گل شکفته خواهد شد…. یک بهار آزادی
من سرود خواهم خواند…. بار بار آزادی
بیرق عزیز عشق…. سبز سبز خواهد ماند
بر گذرگهان آتش…. در کنار آزادی
گل شکفته خواهد شد…. یک بهار آزادی
من سرود خواهم خواند…. بار بار آزادی

لینک دانلود :

برای دانلود اینجا را کلیک کنید. 

به نقل از : باهوش ترین پسر دنیا

ترانه سبز (73) - هر روز یک ترانه سبز - زندانی

این سرود از سرودهای قدیمی میباشد که مناسب با شرایط زمانی ما است .سرود زندانی یکی از ده‌ها سرودی است که در حافظه‌ی مبارزاتی مردم ایران، و بویژه مبارزین چپ، نقشی جاودانه دارد. سرودی همراه با نوستالژی بی‌کرانه، که خطابی است مکرر به بی‌شمار زندانی استبداد این سرزمین.

متن ترانه :

زندانی، ای اوج فریاد، زندانی، ای هر دم در یاد ۲

ای که شور و عزم آهنین‌ات، سـرداده آواز آخرین‌ات
زندانی، ای اوج فریاد، زندانی، ای هر دم در یاد

در نگه همه‌گان تو همان شیری
گرچه زجور شه‌هان تو به زنجیری
خونین، پیکار تو، - فردا، از آن تو


لاله ز خون رخ تو سرخی دارد، ژاله ز پاکی روی تو می‌بارد
بر پا که راه تو، فردا از آن تو

نقش جان بازی‌ات، همه جای اوین
نشانه ای از رزم بیژن گرد و دلیر
حماسه‌ی تاریخ پر ز فراز و نشیب
برای ما درسی دیگر دارد، نوید پیروزی در بر دارد

زندانی ای اوج فریاد، زندانی ای هر دم در یاد ۲
ای که خلق از استقامت تو، می‌رزمد با خصم و دشمن تو
زندانی، ای اوج فریاد، زندانی، ای هر دم در یاد

توده‌ی ما به وجود تو می‌نازد
در ره خلق‌های ما همه جان بازند
از بهر استقلال
در راه آزادی

در ره آتش و خون، چو بستی پیمان
دست شکنجه‌گر، تو شده لرزان
پیچید در هر کران، نـام تو جـاودان

عقاب آزادی، آید به پرواز، ز پهنه‌ی شهر و ده می‌دهد این آواز
که رزم ما باشد رزم ترگل به آفتاب
به راه یاران باید جان نهاد، چو خسرو و بهرنگ و پاک‌نژاد
به راه یاران باید جان نهاد، چو روشنک ستار و حیدرخان

لینک دانلود :

البته این نسخه ای که ما گذاشته ایم ناقص است  و در آینده نزدیک نسخه کامل آن را همینجا خواهیم گذاشت. 

ترانه های سبز (72) - هر روز یک ترانه سبز - رفیق خسته


متن ترانه :

هی هی رفیق خسته

چه مهی رو چشات نشسته

هی هی مرد قدیمی

 پرترک، خورد و شکسته

هی هی سرباز کودکی

برده ی لشگر پوکی

سالهاست بهت نگفتند

کی رفیق  دشمنت کیست

هی هی چشمات باز کن

زخم کهنه رو دوا کن

نشو ویرونه تزویر

برخیز و نور رو صدا کن

برخیز طاقت بیار

برخیز چون ابر ببار

برخیز ای افسرده

از روی این خاک بی باک

 

نزار سنگینی کفشات جاده رو ازت بگیره

نزار حس خوب رویات رو خاک خشک بمیره

نگاه کن که رود رفتن در انتظار توست

نباز تو این زمستون فردا بهار توست

هی هی دوست قدیمی

رفیق گرم و صمیمی

هی هی سرباز ساده

مرد خسته ی پیاده

مرد بی نشون و پرچم

پر زخم طاول و غم

خون گرمت رو نگهدار

توی این خاک جا نزار

 

برخیز طاقت بیار

برخیز چون ابر ببار

برخیز ای افسرده

از روی این خاک بی باک 


لینک دانلود :

۱۳۸۹/۴/۱۶

فراخوان جنبش سبز مشهد جهت گرامیداشت 18 تیر


از زمانی که چشم گشودیم با تاریخ آشنا شدیم .
در ابتدایی ترین لحظات حیات در گوشمان، ندای تاریخ سرداده می شود تا از زمان چشم گشودنمان بدانیم که از دنباله کدام تاریخ هستیم و باید به دنبال کدام مقصد تاریخمان برویم.
پس ما این ندا را همیشه در جان می سپاریم.
که از ادامه تاریخ محمدیم (ص)
و با تاریخ علی(ع) در مظلومیت او، پیوند داریم.
از تاریخ حسن(ع) صبر را فرا گرفته ایم
و از تاریخ حسین(ع) ، فریاد اعتراض را
و ...
و اکنون به دنبال انتظار تاریخی مان هستیم تا تمام نبودنهایمان و خالی بودن جای مان، در تاریخ گذشته را پر کنیم و در مسیر تاریخی زندگی مان، نشان دهیم که دیگر قصد نداریم بگذاریم تا دفتر تاریخ، تکرار مکررات کند و ما خاموش، شاهد این لحظات باشیم و اکنون ما در مذهب انتظار، در گذرگاه تاریخ ایستاده ایم.
ولی اینبار منتظر و معترضیم، منتظرتغییر، منتظر آمدن کسی که تازه و حادثه تازه دارد و معترضیم به وضعی که در آن هستیم و قصد نداریم تا دوباره مثل تمام سالهای انتظار گذشته مان بگذاریم، تاریخ روزهای خود را به تکرار بگذارد و تاریخ ما عبرت انگیز آیندگان شود.
زمان در گذر است و صفحات جدیدی در تاریخ نسل ما گشوده است که می توانیم و تصمیم داریم که خود صحنه پرداز و و خاطره ماندگار این صفحه از تاریخ خود شویم. و در روز 18 تیر به اعتراض برمی خیزیم تا 18 تیری در 18 تیرمان دوباره و دوباره تکرار نشود.
پس یاران و همراهان همیشگی
بیایید تا در حضوری سبز، بیشمار بودنمان را به نمایش بگذاریم
و با سکوت، فریاد اعتراضمان را به گوش همگان برسانیم
و در این حضور و سکوت تجدید پیمانی دوباره با تمام کسانی که بودند، هستند و به ما خواهند پیوست را انجام دهیم.
وعده دیدارمان پنج شنبه 17 تیرماه ساعت 7 بعدازظهر در خیابان دانشگاه، حدفاصل چهارراه دکتری تا میدان سعدی
منتظر دیدارتان هستیم.

۱۳۸۹/۴/۱۵

ترانه های سبز (71) - هر روز یک ترانه ی سبز - صد سال دیگه




ترانه ای جدید از هنرمند راستین و قهرمان آریای دلاورمان

متن ترانه:

صد سال ديگه، ما زنده نيستيم

دنيا چه شکلی، دنيا چه رنگه

يا صلح شادی، يا غرق نفرت

يا غرق خون، يا غرق جنگ

خودکامه ها باز، برای دنيا تصميم ميگيرند، به جای مردم

بازم بچه ها توی ﺑيافرا گشنه ميميرند تو قحط گندم

هنوزم با پول سنجيده ميشن آرزوها و قلب آدمها

هنوزم زير پوتين قدرت له ميشه رويا، ﻣيلرزه دنيا

صد سال ديگه، ما زنده نيستيم

تا زنده هستيم، ﺑﺎيد بايستيم

صد سال ديگه، فرصت نداريم

ﺑﺎيد قدم تو، ميدون بزاريم

صد سال ديگه هنوز کسی هست که توی خلوت، رويا ببافه

هنوزم خورشيد داره ميسوزه هنوزم آسمون، آبی و صافه

بگو ببينم صد سال ديگه، درخت سبزی توی دنيا مونده

يا جنگلها رو دونه به دونه، ﮐبريت خشم آدم سوزونده

خودکامه ها باز، برای دنيا تصميم ميگيرند، به جای مردم

بازم بچه ها توی ﺑيافرا گشنه ميميرند تو قحط گندم

هنوزم با پول سنجيده ميشن آرزوها و قلب آدمها

هنوزم زير پوتين قدرت له ميشه رويا، ﻣيلرزه دنيا

صد سال ديگه، ما زنده نيستيم

تا زنده هستيم، ﺑﺎيد بايستيم

صد سال ديگه، فرصت نداريم

ﺑﺎيد قدم تو، ميدون بزاريم

ترانه های سبز (70) - هر روز یک ترانه ی سبز -خون ارغوان ها

متن ترانه:
در حال آماده سازی...

ترانه های سبز (69) - هر روز یک ترانه ی سبز - به پا خیز

متن ترانه:

ای هم وطن به پا خیز

ای هم وطن به پا خیز؛ ایران ز خون گشته لَب ریز

ایران ز خون گشته لَب ریز

در کوچه ها شد روانه

خون وطن جاوِدانه (2)

هَر گُل که ریخت یک نگاه بود

در عود و خون صد صدا بود (2)

تا انتقامت نگیرم

در بند خونت اسیر اَم

جانا خطر بیشه ی ما ست

آزادی اندیشه ی ما ست

ای میهن غرق خونم

ای میهن غرق خونم؛ آزادی اَت را سُرودم

مرگت رسید ای ستم گَر (2)

بنگر

بنگر؛ در این باره بنگر

ای هم وطن به پا خیز

ای هم وطن به پا خیز؛ ایران ز خون گشته لَب ریز

ایران ز خون گشته لَب ریز

ای هم وطن به پا خیز!

لینک دانلود:

برای دریافت فایل صوتی اینجا را کلیک کنید.

ترانه های سبز (68) - هر روز یک ترانه ی سبز - برادر

متن ترانه:

برادر مي بَری مشتت رو پُر كُن 

 از ين جشن بزرگ كينه درو كُن

برادر تو خيابون خون و جنگ ئه 

 يه سَر باتوم ئه يک سَر تيكّه سنگ ئه

برادر عشق تو سينه سوزوندن 

 گرفتن از مو ها ش تو خاك كشوندن

ببين شيطان كه می گه «يا علی»و

به اسم «يا علی» دنده شكوندن

كی يه «الله اكبر» مي گه اِم شب 

 روی بومی كه نزديک ئه به الله

كی يه كه خون ِ گرمش رو سَريش ئه … «خدايا» باز می گه اِم شب تا فردا

«خدايا» باز می گه اِم شب تا فردا

بگير از دست نا حق پرچمم رو 

 كه اون اسم خدا ست و با من و تو ست

همين زجر ئه، همين اشک ئه كه آخر

 همه سوزش فلفل از چشات شُست

بيا اِم روز همه مَردُم تو كوچه ن 

 مثِ دريای شاكی پُر خروشَ ن

بزن نعره كه ديو اومد تو ميدون 

 كه رأيت رو به دو زار مي فروشن

كی يه اون كه جَوونيش رو گرفته ن 

 حالا از خشم و جنگش در شگفتَ ن

كی يه اوني كه پاک و نو جَوون ئه 

 براش عروسی ِ خون سَر گرفته ن

براش عروسی ِ خون سَر گرفته ن

دل آور، مَرد جنگی يي و جبهه 

 توی خونه رو سجّاده نشَسته

چه اشكی روی مُهرش ريخته اِم شب 

 پليس پا هاي بچّه ش رو شكسته

دل آور شير ِ خوني ِ دوكوهه 

 كه يک سَر زد جَوونيش رو به آتيش

كی حالا اومده جاشو گرفته 

 چماق و اِشكَم ِ فَربه، سه مَن ريش

به اسم خون اون مرد جَوون مرگ 

 كه جون داد تو سوسنگرد با غم و درد

دارن زانو و كتفو در می يارن 

 دمار از روز ملّت در می يارن

نَشين آروم بيا اِم روز تو كوچه 

 كه هَر كَس آروم ئه وجدان فروش ئه

بگير از دست دشمن اون چماقو 

 همون پرچم كه الله نقش ِ روش ئه

همون پرچم كه الله نقش ِ روش ئه

كی يه اين من منم عاصي و كين خواه 

 كه می جنگم براي صبح فردا

كی يه اين من كه روز ِ خوش نديدم 

 رو ديوار ِ ستم خنجر كشيدم

رو ديوار ِ ستم خنجر كشيدم

با تشکر از هتل کالیفرنیا

لینک دانلود:

۱۳۸۹/۴/۱۴

فراخوان گرامیداشت 18 تیر در مشهد



از زمانی که چشم گشودیم با تاریخ آشنا شدیم .
در ابتدایی ترین لحظات حیات در گوشمان، ندای تاریخ سرداده می شود تا از زمان چشم گشودنمان بدانیم که از دنباله کدام تاریخ هستیم و باید به دنبال کدام مقصد تاریخمان برویم. 
پس ما این ندا را همیشه در جان می سپاریم. 
که از ادامه تاریخ محمدیم (ص)
و با تاریخ علی(ع) در مظلومیت او، پیوند داریم. 
از تاریخ حسن(ع) صبر را فرا گرفته ایم
و از تاریخ حسین(ع) ، فریاد اعتراض را 
و ...
و اکنون به دنبال انتظار تاریخی مان هستیم تا تمام نبودنهایمان و خالی بودن جای مان، در تاریخ گذشته را پر کنیم و در مسیر تاریخی زندگی مان، نشان دهیم که دیگر قصد نداریم بگذاریم تا دفتر تاریخ، تکرار مکررات کند و ما خاموش، شاهد این لحظات باشیم و اکنون ما در مذهب انتظار، در گذرگاه تاریخ ایستاده ایم.
ولی اینبار منتظر و معترضیم، منتظرتغییر، منتظر آمدن کسی که تازه و حادثه تازه دارد و معترضیم به وضعی که در آن هستیم و قصد نداریم تا دوباره مثل تمام سالهای انتظار گذشته مان بگذاریم، تاریخ روزهای خود را به تکرار بگذارد و تاریخ ما عبرت انگیز آیندگان شود. 
زمان در گذر است و صفحات جدیدی در تاریخ نسل ما گشوده است که می توانیم و تصمیم داریم که خود صحنه پرداز و و خاطره ماندگار این صفحه از تاریخ خود شویم. و در روز 18 تیر به اعتراض برمی خیزیم تا 18 تیری در 18 تیرمان دوباره و دوباره تکرار نشود. 
پس یاران و همراهان همیشگی 
بیایید تا در حضوری سبز، بیشمار بودنمان را به نمایش بگذاریم 
و با سکوت، فریاد اعتراضمان را به گوش همگان برسانیم
و در این حضور و سکوت تجدید پیمانی دوباره با تمام کسانی که بودند، هستند و به ما خواهند پیوست را انجام دهیم.
وعده دیدارمان پنج شنبه 17 تیرماه ساعت 7 بعدازظهر در خیابان دانشگاه، حدفاصل چهارراه دکتری تا میدان سعدی 
منتظر دیدارتان هستیم. 


۱۳۸۹/۴/۱۳

ترانه های سبز (67)-هر روز یک ترانه ی سبز-اجرای سرود بر بام هنگام تحویل سال

این سرود در هنگام تحویا سال 89 همزمان با بانگ الله اکبر بر پشت بام ها اجرا شده است.

متن ترانه:

همه مشت ها  گره با هم

میگن ما با هم برادر و پیروزیم

سیاهی میره این تقدیره اگر با هم کنار هم باشیم 



لینک دانلود:

ترانه های سبز (66)-هر روز یک ترانه ی سبز- نوحه ی شهدای عاشورا خونین88

این فایل در واقع نوحه ی سبزی است که به مناسبت چهلم شهدای عاشورای خونین سال 88خوانده شده است.

متن نوحه :

حمله به مسجد و حسینیه شد

زمسلمین خورد سرو سینه شد

جای صفا وطن پر از کینه شد

کار غافلان بود، امر ظالمان بود

وای از این غم، وای از این غم

 

دین خدا به ظلم آمیختند

خون نفوس، بی گنه ریختند

چون شب به روشنی درآمیختند

کار غافلان بود ، امر ظالمان بود

وای از این غم، وای از این غم

 

حمله به مسجد و حسینیه شد

زمسلمین خورد سرو سینه شد

جای صفا وطن پر از کینه شد

کار غافلان بود، امر ظالمان بود

وای از این غم، وای از این غم

 

پیکر مجروح جوان رشید

له شده زیر خودرو آن پلید

این که چنین جنایتی شد پدید

سکوت عالمان بود، خدعه ظالمان بود

وای از این غم، وای از این غم

 

حمله به مسجد و حسینیه شد

زمسلمین خورد سرو سینه شد

جای صفا وطن پر از کینه شد

کار غافلان بود، امر ظالمان بود

وای از این غم، وای از این غم

 

چه شد که آن سپاهی سبز پوش

چه شد آن بسیجی سخت کوش

که داشت بار دین و مردم به دوش

به نیرنگ باختند، به مردم تاختند

وای از این غم، وای از این غم

 

حمله به مسجد و حسینیه شد

زمسلمین خورد سرو سینه شد

جای صفا وطن پر از کینه شد

کار غافلان بود، امر ظالمان بود

وای از این غم، وای از این غم

 

کجایی ای خمینی سبز ما

کجایی ای همت بی ادعا

کجایی ای باکری باوفا

که بر ظلم بتازیم

به نیرنگ نبازیم

الله الله نصر و من الله

 

یا حجت ابن الحسن  ریشه ظلم و بکن 



لینک دانلود:

ما سیاه نشدیم ولی آن ها سبز شدند.

اینجا را چندین بار با سبز نوشتیم و آنها هر بار سیاه کردند. متاسفانه از آن چندین بار نوشتن عکسی نداریم. 



و در نهایت ما که سیاه نشدیم و آنها سبز سبز شدند. 




و رنگ سبزشان را نگاه داشتند تا هر جای دیگر را نیز سبز کنند. 


و دوباره که هم نوشتیم با همان رنگ سبز ، نوشته های ما را سبز کردند.